ادبیات بومی

نگاهی به زندگی و آثار زنده یاد استاد یداله بهزاد  

 

            

شاعر دانشمند و ادیب هنرمند، استاد ید اله بهزاد،درنیمه

بهمن ماه 1304خورشیدی در کرمانشاه پابه عرصۀ وجود

گذاشت.   پس از طی دوران کودکی و گذراندن  تحصیلات

ابتدایی و متوسطه، به سال 1327 خورشیدی،راهی تهران

شد و در دانشکدۀ ادبیات به تحصیل  پرداخت. در آنجا، از

محضر استادانی بزرگ، همچون :جلال الدین همایی، بدیع

الزمان فروزان  فر، احمد بهمنیار، دکتر محمد  معین، دکتر

ذبیح اله صفا، دکتر پرویزخانلری و دیگر استادان دانشمند

  دانشگاه تهران،بهره ها برد و توشه ها اندوخت به سال 32

به استخدام فرهنگ دآمدودردبیرستان ، شاگردانی پرورد که

امروز استادی توانا شده اند و در سنگر های گوناگون  خدمتگزار مردم بوده و هستند.

...

معنی شعر خوانی (بود قدر تو افزون از ملایک)

بود قدرتو افزون از ملایک


*دلی دارم که خریدار محبت است وبازار محبت به خاطر او رونق دارد


*لباسی برای دل دوختم که پود پارچه اش از رنج وتار ان از محبت است


*درد ودرمان و وصل وهجران من همه بخاطر وجود یار است


*اگر قصاب پوست تنم را بکند باز هم جانم از جان یار جدا نمی شود


*گاهی از قبرستان گذشته ام وقبر انسان های ثروتمند وفقیر را دیده ام

*نه فقیری بدون کفن خاک شده ونه ثروت مند توانسته با خود بیش ازیک کفن برده


*ای دل از خداوند غافلی چه فایده دارد؟فرمان بر نفس خود و شیطان هستی چه فایده دارد


*ارزش تو از فرشتگان بیش تر است اما تو ارزش خود را نمی دانی چه فایده دارد


*کاری نکن که دچار مشکل وسختی شوی ودنیابااین گسترده ای به نظرت تنگ وناراحت بیاید


*وقتی فرداقیامت فرا رسیدوفرشتگان نامه اعمال توراخواندن توازدیدن کارهایت خجالت زده می

شوی

ادبیات جهان(تاگور)

رابیندرانات تاگور

رابیندرانات تاگور شاعر، متفکر و نابغه ی هندی درششم ماه مه سال ۱۸۶۱ درشهر کلکته

درخانواده مهاراجه ای  ثروتمند متولد گردید و درهفتم اوت ۱۹۴۱ در شهر کلکته در۸۰ سالگی

درگذشت .رابیندارات تاگور شاعر فقید هندوستان

رابیندرانات تاگور بزرگترین شاعر ایالت بنگال است، که

به دو زبان هندی و بنگالی شعر می‌سرود و اشعار خود

را به انگلیسی نیز ترجمه می‌کرد. هم سرود ملی هند

و هم سرود ملی بنگلادش از تصنیفات تاگور است.

او به ایران علاقۀ فراوان داشت و دو بار به ایران سفر

کرد.چراکه به نظر او فرهنگ ایرانی و هندی ریشه‌ای

مشترک دارند و شاید به همین دلیل بود که جشن

هفتادمین سال تولدش در سال ۱۹۳۲ در ایران برگزار

شد.سرودۀ زیر دربارۀ ایران از اوست:

همه خاک ایران و گل‌های باغ
که رونق فزایند بر باغ و راغ
به همدستی بلبلان چمن
که هستند شیدای گل همچو من
بیاد همان دم که پویا شدم
طلب گار دیدار دنیا شدم
بگویند کز راه دور آمدم
بدیدارتان با سرور آمادم
به جشن من امروز خرم شدند
همه پای‌کوبان به رقص آمدند
ز هر خواسته کش گران ارج‌تر
سرایم نمودند گنج گهر
ازیرا بشادی چنین خواستند
دلم را ز غم پاک پیراستند
که دیدند در دل مرا یار خویش
گرفتند شادی دلدار خویش
مرا جشن زادن اگر تازه شد
جهان گر ز نامم پرآوازه شد
ز خاک تو ای مرز ایران کنون
مرا افتخاریست از حد فزون
سرم شد مکلل دلم شاد شد
روانم چو ایران آباد شد
چو در تو کمال و خرد یافتم
ز پود سخن دیبه بافتم
ز گل دسته‌اي کرده‌ام زین سخن
برویت فشانم در این انجمن
به فریاد و بانگی بلند و رسا
غزلخوان و خندان شباهنگ سا
همی گویم ای خاک آباد باش
ظفرمند و پیروز و هم شاد باش

شاد باشید و خوشبخت . . .

 

در اَشکال ، خط مستقیم از هر شکلی به حقیقت نزدیک تر است ،

چون بی انتهاست !

به آخرش مطمئن نخواهم رسید .... مطمئن !

پس چرا می روم ؟ چرا ؟

چون رسالتم در رفتن است. . .

چه در سطح . . .  چه در ارتفاع . . .

در سطح با دل و در ارتفاع با ذهن . . .

به دنبال چه ؟

درختان می گویند بهار . . .

پرندگان می گویند ، لانه . . .

سنگ ها می گویند صبر . . .

. . .

و انسان ها می گویند «خوشبختی»

امّا همه ی ما در یک چیز شبیهیم ،

در طلب نور !

باید در حریم خودمان جستجو کنیم ،

خوشبختی  که کلمه نیست !

زیرا طَلَبش ، قبل از کشف کلمه ،

همراه انسان متولّد شده است . . .

از : مرحوم حسین پناهی

درس 14فارسی نهم

 

درس چهاردهم: پیدای پنهان


معنی پیدای پنهانمعنی پیدای پنهان

 

واژه های درس

شریف: بزرگوار، بلند قدر ، پاک نژاد، گهری 
ضمن : . اثنا، حین، خلال، طی
نبوت: پیامبری 
اعتراض : انتقاد و ایراد
متانت: فروتنی  
تدبیر: چاره کار
قائل: گوینده؛سخنگو
جراحت: زخم،خستگی
خلل:
۱. رخنه، شکاف،  ۲. نقص، ، کاستی ۳. آشفتگی،  تباهی، عیب، فساد،  ۴. آسیب، گزند
مصلحت: خیر و صلاح
حیا:شرم و خجلت
صله رحم: احسان به خویشاوندان
معاصی:گناهان
شأن:درخور،امر بزرگ
تضرع:زاری، التماس
صدقه: بلاگردان،خیر
مساکین:بیچارگان
عافیت:تندرستی ،سلامتی
معرفت: آشنایی،علم و دانش
حاصل: نتیجه،محصول
**********************************************
خودارزیابی
1 پاسخ شخص گمراه به مفضّل چه بود؟  اگر از شاگردان جعفر بن محمد (ع) هستی باید بدانی که او زیاده از این سخنان ما را شنیده و با متانت جواب گفته است، لذا تو هم شایسته با ما سخن بگو.

2- این درس را با درس اوّل( آفرینش همه...) مقایسه كنید و شباهت های آنها رابیان کنید.  هردو وجود خدا و نبوت را بیان نموده‌اند. اینکه هر نعمتی که خدا به ما داده و آفریده است برای شکرگزاری است، نعمت‌هایی که ما را به عظمت و بزرگی خداوند رهنمون می‌سازد.

3 چرا خداوند بزرگ، نعمت تفکّر و اندیشیدن را به انسان ها بخشید؟   تا در آنچه آفریده اندیشه کنیم و به حکمت و هدف آفریده‌ها فکر کنیم. بیندیشیم که خداوند هر یک را برای چه کاری خلق کرده است. دربارهٔ نیروهایی که خداوند در وجود انسان خلق کرده و نعمت‌هایی مانند یاد آوری، فراموشی و... فکر کنیم و تصور کنیم که اگر این آفریده‌ها نبودند چه اتفاقی می‌افتاد.


******************************************************
نوشتن
1 ده واژه را كه ارزش املایی دارند، از متن درس بیابید و بنویسید.   فروغ، در ضمن، مفضل، صلاح، شأن، تأمل، تضرغ، معرفت، خضوع، تواضع، معاصی، جراحت

2 جمله های زیر را بخوانید و قید های آن را مشخّص کنید.
الف( تو هم، شایسته، سخن بگو.                                    ب( من فعلاً کاری ندارم

پ( محمد چرا دیروز غایب بود؟                                     ت( همایون، دوباره، برنده شد.

 3 بیت زیر را بخوانید و ارتباط آن را با متن درس، در یك بند بنویسید.
جهان چون زلف و خال و خط و ابروست                     كه هر چیزی به جای خویش نیكوست
جهان نیز مثل اعضای بدن انسان است و اگر در آفرینش خود دقت کنیم، هر چیزی در جای خودش خوب است. مثلاً اگر چشم‌ها بالای سر قرار می‌گرفت و دهان روی شکم یا موارد دیگر چه اتفاقی می‌افتاد پس قطعاً خداوند به هر چیزی علیم و حکیم است.

                                                                   

                                                                                                       گفتگو
 
۱- دربارۀ تأثیر صلۀ رحم و احسان به خویشاوندان ، با یکدیگر گفت‌وگو کنید. در اندیشه‌‌های اسلامی، حفظ و گسترش روابط فامیلی و ارتباط صمیمانه با خویشاوندان اهمیتی بسیار دارد تا آنجا که به فرمودهٔ پیامبر(ص) قطع صلهٔ رحم باعث قطع رحمت الهی می‌شود. در ضمن دیدار با خویشاوندان باعث انس و الفت بیشتر می‌شود. دوستی‌‌ها را پابرجا کینه‌ها را دور و تخم محبت در دل‌ها می‌کارد.
۲- دربارۀ آیات ۳ و ۴ سوره «الرّحمان»: «خداوند انسان را آفرید (و) به او نطق و بیان آموخت» بحث کنید و نتیجه را به کلاس گزارش دهید. این سوره که عروس قرآن لقب گرفته است انسان را مورد خطاب قرار داده است و نعمت‌های مادی و معنوی را برشمرده و فرموده که این نعمت‌ها را فراموش نکنید. در آیات دو و سه نیز خداوند به آموختن نطق و بیان و آفرینش انسان که از مهمترین نعمت‌های الهی هستند اشاره دارد. در واقع ابتدا به تعلیم قرآن که نخستین و مهم‌‌ترین نعمت است اشاره کرده و حتی آن را قبل از خلقت و آفرینش انسان آورده است.

میلاد علی (ع) و روز پدر مبارک

شعر سید حمیدرضا برقعی برای حضرت علی(ع)

 

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد
شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

من که حیران تو حیران توام می دانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است
راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست
«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید
خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت
قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت
ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد
سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند
لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی
رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی
وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی

در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد
نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار
پا در این دایره بگذار عدم را بردار

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی
یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست
کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید
«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.

آری امروز روز خوبی است ...

 

چه زیباست که در اندیشه‌مان

دوست داشتن‌ است…

چه شادی‌بخش است
وقتی نگاه‌مان می‌خندد.

چه مست می‌شود این دنیا آنگاه که…
دلمان پر از امید به فردایی روشن است.

من می‌دانم
از همین صبح زیبا…

از این گنجشکانی که رقصان آواز می‌خوانند…
از این صدای گذر آب در نهر کوچک زندگیمان می‌دانم

آری، امروز روز خوبی‌ست…
بی‌شک معجزه‌ای در راه است!!

 

 

درس 13 فارسی نهم

متن درس سیزدهم از دو غزل امام خمینی )ره( و قیصر امین پور شکل گرفته است. عنوان شعر
آغازین )آشنای غریبان( دارای تناقض)پارادوکس( است که این خود حسن انتخابی است و در آن به
امام رضا )ع(، امام غریبان، اشاره دارد. عنوان دومین غزل، استعاره ای از امام مهدی )عج( است.
لحن خوانش غزل نخستین، لحنی روایی آمیخته با بیان عواطف و آرزوهاست و در غزل امام )ره(
لحنی امیددهنده و بشارت آمیز است.
تصویرسازی های امین پور در آرایه هایی چون تشخیص )چشمه های خروشان تو را می شناسند/
موج های پریشان…/ پرسش تشنگی را…( و تشبیهاتی مانند: پرسش تشنگی را تو آبی/ نام تو رخصت
رویش است…/ در بیت های آغازین این غزل به چشم می خورد. در بیت چهارم، گل های این باغ،
نمادی از انسا نهای پاک و نی کنهاد ایران زمین است و در مصراع پایانی )کوچه های خراسان…(
مجاز و جان بخشی دیده می شود.
در غزل امام)ره( ظهور حضرت مهدی)عج( همچون فرا رسیدن بهار است که همهٔ استعدادهای
طبیعت دست به دست هم داده و برای رویش نو آماده می شوند و ظهور حضرت مهدی )عج( حیات
مجدّد بشریت برای رشد و بالندگی است.
استعاره از امام » گل، بهار جان، جان جهان، سلطان زمین و آسمان و منجی جهان « در این غزل
مهدی )عج( است؛ رابطهٔ مراعات نظیر در بین واژگان )گل، بهار، عید(، )گلزار،لاله، باران، زمین،
آسمان( برقرار است، همچنین بین دو واژهٔ )جان و جهان( آرایهٔ جناس دیده می شود.
قالب شعر :
غزل
چشمه های خروشان تو را می شناسند        
موج های پریشان تو را می شناسند
معنی :
چشمه های خروشان و موج های پر تلاطم تو را می شناسند.
آرایه :
چشمه ها و موج ها می شناسند : تشخیص
چشمه ، خروشان و موج : مراعات نظیر
تکرار « ش » : واج آرایی
خروشان و پریشان : مشتق
  پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی  
   ریگ های بیابان تو را می شناسند
معنی :
تو برای انسان های تشنه ی معرفت ، مانند آبی هستی . شن های بیابان هم ارزش تو را می دانند.
آرایه :
تو آبی : تشبیه
تشنگی و آب : تضاد و مراعات نظیر
ریگ ها می شناسند : تشخیص
نکته :
پرسش ، تشنگی : مشتق
« ی » در آبی و جوابی : اسنادی به معنی هستی
« را » مصراع اول : حرف اضافه به معنی برای
« را » مصراع دوم : نشانه مفعولی


  نام تو رخصت رویش است و طراوت
  زین سبب برگ و باران تو را می شناسند
معنی :
ای امام رضا (ع) نام تو اجازه ی روییدن 
شادابی است و به همین دلیل است که گیاهان
 و قطره های باران ، شاداب خود را از تو گرفته اند.

آرایه :
رویش و برگ ، طراوت و باران : مراعات نظیر
برگ و باران می شناسد : تشخیص
نکته :
رویش و بار ان : مشتق
زین سبب : قید علّت
رخصت : مسند
   هم تو گل های این باغ را می شناسی                                   
هم تمام شهیدان تو را می شناسند
معنی :
ای امام رضا (ع) ، تو همه ی انسانها خوب
 و شایسته ی این جهان را می شناسی
و تمام شهیدان هم وجود پاک تو را درک کرده اند.

آرایه :
گل : استعاره از انسانهای خوب
باغ : استعاره از دنیا
گل و باغ : مراعات نظیر
نکته :
« را » در مصراع اول و دوم : نشانه مفعولی
    اینک ای خوب ، فصل غریبی سرآمد                                     
چون تمام غریبان تو را می شناسند
معنی :
ای امام خوب ما اکنون زمان غریبی و تنهایی
 به پایان رسید چون که تمام انسانهای غریب
 و بیگانه تو را می شناسند.

آرایه :
خوب : مجازاً امام رضا (ع)
فصل غریبی : اضافه تشبیهی
سرآمدن : کنایه
نکته :
غریبی : مشتق
سرآمد : فعل مرکّب
   کاش من هم عبور تو را دیده بودم   
   کوچه های خراسان تو را می شناسند
 
معنی :
ای کاش آن زمانی که از خراسان عبور می کردی
من هم بودم و مانند مردم خراسان حضور
 تو را درک می کردم

آرایه :
کوچه های خراسان : مجازاً مردم خراسان
کوچه های خراسان می شناسند : تشخیص ،
 تلمیح به سفر امام رضا (ع) به نیشابور
نکته :
کاش : شبه جمله
   قیصر امین پور
تاریخ ادبیات :
قیصر امین پور از شاعران معاصر است که
 از آثار وی می توان به موارد زیر اشاره کرد :
    منظومه ظهر روز دهم
    مثل چشمه، مثل رود
    به قول پرستو
    مجموعه شعر آینه‌های ناگهان
    مجموعه شعر گل‌ها همـه آفتابگردان‌اند
و سر انجام وی پس از تصادفی در سال
۱۳۷۸ همواره از بیماری‌های مختلف رنج می‌برد
 و حتی دست کم دو عمل جراحی قلب و پیوند
 کلیه را پشت سر گذاشته بود و در نهایت حدود
 ساعت ۳ بامداد سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ در بیمارستان
 دی درگذشت. پیکر این شاعر در زادگاهش گتوند و
در کنار مزار شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد.
توجه :
تو را می شناسد : ردیف شعر
**************************************
  میلاد گل و بهار جان آمد                                         
 برخیر که عید می کشان آمد
معنی :
میلاد حضرت مهدی (ع) فرا رسید و وجود
عاشقانش را پر از شادی و نشاط کرد.
 برخیز زیرا زمان خوشی و شادابی است
آرایه :
گل و بهار جان : استعاره از حضرت مهدی (عج)
بهار ، گل ، عید ، میلاد : مراعات نظیر
می کشان : استعاره از عارفان و عاشقان
خاموش مباش زیر این خرقه 
بر جان جهان ، دوباره جان آمد
معنی :
گوشه نشینی و افسردگی را رها کن زیرا با
 تولد امام زمان (عج) تمام مردم جهان
روح و جان تازه ای گرفتند.

آرایه :
جان و جهان : جناس
تکرار « ج » : واج آرایی
جهان : مجازاً مردم
    گلزار زعیش ، لاله باران شد 
     سلطان زمین و آسمان آمد
معنی :
تمام هستی به خاطر تولد سرور آسمان و
زمین ( امام زمان ) شاد و زیبا شد.
آرایه :
گلزار ، عیش و لاله : مراعات نظیر
سلطان : استعاره از حضرت مهدی
زمین و آسمان : تضاد ، مراعات نظیر و مجازاً تمام هستی

    آماده ی امر و نهی و فرمان باش   
    هشدار ، که منجی جهان آمد

  امام خمینی ( ره )
تاریخ ادبیات :
امام خمینی ( ره ) بنیانگذار و رهبر فقید جمهوری
اسلامی است و از جمله آثار وی می توان به
دیوان شعر و کتاب چهل حدیث اشاره کرد.
( 1368-1281 هجری شمسی)
معنی :
آگاه باش که امام زمان ، نجات بخش مردم
 ، به دنیا آمده ، سپس با تمام وجود آماده اجرا
 دستور و امر او باش.
آرایه :
امر و نهی : تضاد
جهان : مجازاً مردم
لغت :
رخصت : اجازه
رویش : روییدن
طراوت : شادابی
زین سبب : به این علّت
اینک : اکنون
فصل : زمان
غریبی : نا آشنان بودن
سرآمد : پایان یافت
میلاد : تولد
می کشان : باده نوشان (عارفان و عاشقان)
خرقه : لباس ، جامه ی عارفان و درویشان
عیش : خوشی
سلطان : پادشاه
نهی : منع
هشدار : آگاه باش
منجی : نجات دهنده
خود ارزیابی :
1. چرا شاعر می گوید « فصل غریبی سرآمد » ؟
زیرا امروز همه مردم حتی بیگانگان  نیز امام رضا را می شناسند. شاعر، مردم ایران را عاشق امام رضا (ع) می‌داند و می‌گوید که دیگر حرم ایشان در خراسان تنها و غریب نیست و هر سال چندین میلیون نفر از همه جا به زیارت ایشان نایل می‌شوند؛ پس فصل غریبی و تنهایی به پایان رسیده است.
2. در شعر دوم ، برای میلاد امام زمان (عج) چه توصیف هایی به کار رفته است ؟
میلاد امام زمان ، مثل گل و بهار ، موجب شادی و نشاط عارفان و عاشقان و مثل جان تازه ای در پیکر
 عالم هستی دانسته شده است.

3. رهبران جامعه ی اسلامی ، چه نقشی در هدایت مردم دارند ؟ چون الگو و رهبر مردم جامعه هستند می توانند هدایت گر آنان به سوی سعادت باشند. راهنمایی و هدایت مردم و بیدار کردن دل آنان، اتحاد ملی و انسجام اسلامی را عهده دار هستند

نوشتــــــــــــــن


1-هم خانوادۀ واژه هـــــــای «ترخیص، غربت، معابر، ولادت، اعیاد، معیشت، تسلّط نجات»
 را از متن درس بیابید و بنویسید.           رخصت -     غریبان-    عبور     -میلاد -    عید-     عیش     -سلطان-   منجی 

2-در بیت های زیر، قافیه ها را مشخّص کنید و نوع ردیف آنها را بنویسید.

هی بیا با من بران این خرس را            خرس را مگزین، مَهِل همجنس را

 قافیه: خرس- همجنس/      ردیف:را- را  نوع :حرف

شد نفَسِ آن دو سه هم سال او              تنگ تر از حادثه حال او

   قافیه: سال -حال /      ردیف : او-او   نوع:اسم (ضمیر)

3-ارتباط معنایی بیت زیر را با درس پیدا كنید و بنویسید.
آب زنید راه را هین كه نگار می رسد        مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد.                                                                                        هر دو به ظهور امام زمان (عج) و آمدن منجی عالم بشریت اشاره دارند.

گفت‌وگو
 
۱- دربارۀ زندگی و فضایل امام رضا (ع) گفت‌وگو کنید.
امام رضا (ع) فرزند امام موسی کاظم (ع) روز پنجشنبه یازدهم ذیالقعده سال 148 هجری، شانزده روز پس از شهادت جد بزرگوارش، امام صادق (ع) در مدینه چشم به جهان گشود. نام مبارکش را علی گذاشتند. کنیه‌اش ابوالحسن و القابش رضا، صابر، رضی و وفی بود که مشهورترین آنها «رضا» است. پدر ایشان، موسی بن جعفر(ع) و مادرش کنیزی به نام «نجمه» بود که «تکتم»، «سمانه» و «ام البنین» نیز خوانده می‌شد. نجمه، کنیز«حمیده» مادر امام موسی کاظم (ع) بود و چون در عقل و دین داری مرتبه‌ای والا و در اخلاق و رفتار بر دیگر زنان برتری داشت، او را به پسرش امام کاظم (ع) بخشید. امام رضا (ع)، پس از شهادت پدر بزرگوارش امام کاظم (ع) عهده دار مقام امامت شد.
۲- با مراجعه به دیوان «حافظ» غزلی بیابید و درباره نوع ردیف آن بحث کنید.

انتظار

وعده دیدار

هر صبح با سلام تو بیدار می شویم

 

از آفتاب چشم تو سرشار می شویم

 

در چشمهای آبی تو تا افق ، وسیع

 

یک آسمان ستاره ی سیار می شویم

 

یک آسمان ستاره و یک کهکشان شهاب

 

برروی شانه های شب آوار می شویم

 

چندین هزار پنجره لبخند می زند

 

تا روبه روی فاجعه دیوار می شویم

 

روزی هزار مرتبه تا مرگ می رویم

 

روزی هزار مرتبه تکرار می شویم

 

فردا دوباره صبح می آید ازین مسیر

 

چشم انتظار وعده ی دیدار می شویم

 

( سلمان هراتی )

بهار حقیقی

در انتظار بهار حقیقی

 

بگذار

گنجشکهای خرد

در آفتاب مه آلود

/ بعد از ظهر زمستان

به تعبیر بهار بنشینند

و گلهای گلخانه

/ در حرارت ولرم والر

/ به پیشواز بهار مصنوعی بشکفند

سلام بر آنان

/ که در پنهان خویش

/ بهاری برای شکفتن دارند

و می دانند

هیاهوی گنجشکهای حقیر

/ ربطی با بهار ندارد

/ حتی کنایه وار

بهار غنچه ی سبزی است

/ که مثل لبخند باید

/ بر لب انسان بشکفد

بشقابهای کوچک سبزه

تنها یک « سین »

/ به « سین »های ناقص سفره می افزایند

بهار کی می تواند

/ این همه بی معنی باشد؟

بهار آن است که خود ببوید

/ نه آنکه تقویم بگوید!

سلمان هراتی